تبليغاتX
زبان انگلیسی اسوه علم

بنام خدا

دیروز یکی از بهترین دوستانم بنام آقای سید مهدی آل عمران لطف کردن و چند تا ضرب المثل پر کاربرد برای من ارسال کردند و من آنها رو اینجا قرار میدم تا انشاءالله بقیه هم استفاده کنند.

Between the devil and the deep sea

To choose between two equally bad alternatives in a serious dilemma.


Where there's a will there's a way

When a person really wants to do something, he will find a way of doing it.



A burnt child dreads fire

A bad experience or a horrifying incident may scar one's attitude or thinking for a lifetime.



First come, first served

The first in line will be attended to first.



A friend in need is a friend indeed

A friend who helps when one is in trouble is a real friend.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 11:0 توسط محمدامین آب روشن |

œIn The Name Of God

 

 

?با عرض سلام خدمت تمامي دوستان

خدا رو شكر ميكنم كه بر بنده منت نهاده تا بتونم اين حديث ازÎ مولاي متّقيان اميرالمؤمنين عليه السلامÍ كه مي فرمايند:

 

“زكاة العلم نشره“

رو بجا بيارم!

جا داره كه از جناب آقاي سعيد عنايت پور كه مجموعه بي نظير "گرامر براي مكالمه انگليسي"رو در قالب كتابي الكترونيكي تهيه نمودند تشكر كنم!

 

خوب از هر چيز كه بگذريم دوباره كارمون با اصطلالحات و عبارتهاي رايجه!

در قسمت اول سعي دارم كه چند اصطلاح رايج در مكالمات روزمره معرفي كنم،و مي تونم بگم كه اصطلاح هاي فارسي و معادل آنها در انگليسي!

 

يه چند تايي رو اينجا مي نويسم و بقيه رو در ادامه مطلب قرار ميدم كه اگه مي خواستيد  Saveكنيد كارتون راحت باشه!

 

þاصلاحهاي فارسي و معادل آنها در انگليسي:

 

1.    به صلاح شماست كه...

ŒIt is of your best interest…

2.    مشكوك زدن

To be fishy

3.    نوك زبونمه!

ŽIt's on the tip of my tongue!

4.    علف زير پاي كسي سبز شدن

To cool one's heels

5.    دلشوره داشتن

To have/get butterflies in ones stomach

 

 

þاصطلاحات رايج در فيلم هاي امريكايي و...

1.    I'm done.

{تموم كردم(غذا،كارو...)

2.    Hang!

{منتظر باش!

3.    That's my fault!

{تقصير منه!

4.    I'm embarrassing!

{شرمندم!

5.    Devote someone to…

{خود را وقف انجام كاري كردن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 8:1 توسط محمدامین آب روشن |

In The Name Of God

 

 

سلام

چندتا اصطلاح مفيد و پركاربرد هستش كه نمي شد از اونا براحتي بگذرم.

 ببينيد:

¨     Who's who?!!

¨     كي به كيه؟

¨     What's what?!!

¨     چي به چيه؟

¨     Here we go!   

¨     رسيديم!

¨     That's very nice of you!

¨     لطف داريد!    

¨     That's very mean of you!

¨     خيلي نامردي!

¨     Could you do me a favour?

¨     ميتوني يه لطفي در حقم كني؟

¨     If you wanna no to…

¨     اگر نخواهي...

¨     Don't be such a weed!

¨     اين قدر بد نباش!

¨     To cut class(es)

¨     بهانه آوردن

¨     Pick hole(s) in[ ...]

¨     ايراد بني اسرائيلي گرفتن راجب ...

¨     Tell them to marins!

¨      به كسي بگو كه باور كنه!

¨     Pass the buck.

¨     بهانه آوردن

¨     Did you see any green in my eyes?!!!

¨     چقدر نگاه ميكني،آدم نديدي؟

¨     It's below your dignity!

¨     در شأن شما نيست!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 6:34 توسط محمدامین آب روشن |

In The Name Of God

  

سلام

به قول خود انگليسي زبونا ،idiom ها آب و رنگ مكالمه و نوشته هستند. پس بهتره كه شما هم اين آب و رنگ رو بدين...

حالا من چندتا idiom آماده كردم كه توضيح اونو مي دم .راستي اين اصطلاح ها هم ساده هستند و هم بعضي از اونا رو در زبان فارسي مي تونيم پيدا كنيم.

 

1- Be born to be/do sth.

To have sth as your destiny from birth.

Example: He was born to be a great composer.

*آفريده شده كه اينكاره بشه.

2- Born and bred.

Born and having grow up in a particular place with a particular back ground and education.

Example: He was born and bred in Boston.

*كسي كه در جايي خاص به دنيا آمده و تحصيلات و بنيان او مربوط به آنجا است.

3- A chicken fee.

Example: My salary is a chicken fee.

*نون بخور نمير.

4- Mean sb.

Designate, Intend.

Example: He meant her.

*كسي را نامزد كردن(ازدواج).

5- A night out.

An evening that you enjoying yourself away from home.

Example: They enjoy a night out occasionally.

*اين يكي در كشور ما خيلي رسمه اما شب هاي جمعه و تعطيل!

6- Mess up.(Informal)

Make a terrible mistake in sth.

Example: You've really messed up this time.

*اشتباه محض يا همه چيز رو خراب كردن.

7- Foul sth up.

 Mess up, spoil, disturb.

Example: I've completely fouled up my exams.

*اين هم مثل قبلي اشتباه محض معني مي دهد.

8- What is sb/sth doing…?

Used to ask why sb/sth in the place mentioned.

Example: What are these shoes doing on my desk?

*اين يكي رو فكر كنم خودتون بلد باشين.

9- Do yourself up.

Make up yourself.

*سرو وضعتو درست كن(آرايش كردن،لباس نو پوشيدن و...).

10- Do's and don’ts. (Informal)

Rules that you should follow.

Example: Here are some do's and don'ts for exercise during pregnancy.

*قواعد و دستورات لازم يا همون كارهايي كه بايد انجام بگيرند و كارهايي كه بايد از انجام آنها پرهيز شود.

11- How's that.

Why?

Example:' I left work early today'.' How's that'

*به معني:به چه دليل ،چرا و...

12- What if…?

What would happen if…?

Example: What if she forgets to bring it?

*چه مشكلي پيش مياد اگه...؟

***

اگه شما به نحو بهتري مي تونستيد به فارسي برگردونيد لطفاً به من هم بگيد...

God bless you!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 10:2 توسط محمدامین آب روشن |